loading...

پزشک خانواده

بازدید : 42
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 14:14

هر رابطه‌ی نزدیکی، به خصوص وقتی بین والدین و فرزند باشد، دچار اختلاف و درگیری خواهد شد. به عنوان والدین، شما مسئولیت بزرگی بر عهده دارید تا به فرزندتان کمک کنید تا تفاوت بین خوب و بد، درست و غلط و معنای احترام به دیگران را درک کند.

در تلاش شما برای القای این ارزش‌ها، ناگزیر مواقعی پیش خواهد آمد که فرزندتان مقاومت می‌کند یا شما اشتباه می‌کنید.

در اینجا سه نوع رایج از تعارض و برخی از راه‌حل‌های مفید برای آنها آورده شده است:

  1. تعارض اجتناب‌ناپذیر: این نوع تعارض، نوعی تعارض دوره‌ای است که ما در تمام روابط نزدیک خود تجربه می‌کنیم. این نوع تعارض اجتناب‌ناپذیر است زیرا ما نمی‌توانیم همیشه نسبت به نزدیک‌ترین افرادمان توجه، هوشیاری و حساسیت داشته باشیم. مواقعی وجود خواهد داشت که ما مشغول هستیم، نشانه‌های کلامی یا غیرکلامی را از دست می‌دهیم، بی‌صبری نشان می‌دهیم، بیش از حد واکنش نشان می‌دهیم و غیره. وقتی کودکان در این نوع موقعیت‌ها احساس جدایی می‌کنند، نیاز بیشتری به درک شدن دارند.
  2. تضاد مرزی: این زمانی اتفاق می‌افتد که والدین سعی می‌کنند محدودیت‌هایی را برای فرزندان خود تعیین کنند. محدودیت‌ها بخش مهمی از ایجاد ساختار برای کودکان هستند. اما تعیین محدودیت‌ها می‌تواند باعث ایجاد تنش بین والدین و فرزند شود و در نتیجه باعث قطع ارتباط عاطفی در رابطه شود. کلید حفظ ارتباط در طول این تعاملات تعیین محدودیت، همسو شدن با وضعیت عاطفی اولیه فرزندتان است. می‌توانید با فرزندتان همدلی کنید و جوهره خواسته‌اش را بدون برآورده کردن واقعی خواسته‌اش به او منعکس کنید. به عنوان مثال: «می‌دانم که دوست داری بیرون بروی و بازی کنی، اما مهم است که قبل از شام تکالیفت را تمام کنی. سپس می‌توانی مدتی بیرون بازی کنی.» این خیلی بهتر از این است که فقط بگویی: «نه، نمی‌توانی بیرون بروی.» با اجازه دادن به فرزندتان برای داشتن پریشانی‌اش بدون تلاش برای تنبیه یا دلجویی از او، می‌توانید فرصتی برای یادگیری نحوه تحمل ناراحتی عاطفی خود فراهم کنید. لازم نیست با تسلیم شدن یا تلاش برای خلاص شدن از احساسات ناراحت‌کننده، اوضاع را حل کنید. اینکه به فرزندتان اجازه دهید احساساتش را بروز دهد و به او بفهمانید که درک می‌کنید نرسیدن به خواسته‌اش سخت است، مهربانانه‌ترین و مفیدترین کاری است که می‌توانید در حال حاضر برای فرزندتان انجام دهید. این به فرزندتان کمک می‌کند تا یاد بگیرد احساسات خود را تنظیم کند.
  3. درگیری شدید: این نوع درگیری شامل پریشانی عاطفی شدید و قطع ارتباط قابل توجه بین والدین و فرزند است. این اتفاق زمانی می‌افتد که والدین کنترل احساسات خود را از دست می‌دهند و درگیر فریاد زدن، فحاشی یا رفتارهای تهدیدآمیز نسبت به کودک می‌شوند. اینها ناراحت‌کننده‌ترین نوع قطع ارتباط برای کودکان هستند زیرا اغلب با احساس شرم همراه هستند. این نوع درگیری‌ها اغلب به این دلیل رخ می‌دهند که والدین مسائل حل نشده‌ای از پیشینه خود دارند. اغلب احساس شرم شدیدی در والدین و همچنین کودک وجود دارد. والدین احساس عمیقی از بی‌کفایتی دارند که ممکن است ناشی از احساس درماندگی یا بی‌کفایتی باشد. کودک از انتقاد، تحقیر یا تمسخر احساس شرم می‌کند. به عنوان مثال: شما در یک فروشگاه مواد غذایی هستید و به شدت از رفتار فرزندتان انتقاد می‌کنید زیرا در مقابل دیگران احساس تحقیر می‌کنید. به جای تلاش برای درک معنای رفتار فرزندتان، ناخودآگاه به شرمی که در ملاء عام از عدم توانایی کنترل فرزندتان احساس می‌کنید، پاسخ می‌دهید.

سال‌های نوجوانی برخی از دشوارترین چالش‌ها را برای خانواده‌ها ایجاد می‌کند. نوجوانان، که با تغییرات هورمونی و دنیایی پیچیده دست و پنجه نرم می‌کنند، ممکن است احساس کنند که هیچ‌کس، به‌خصوص والدین، نمی‌تواند احساسات آنها را درک کند. در نتیجه، نوجوان ممکن است در مواجهه با مسائل پیچیده‌ای در مورد هویت، همسالان، رفتار جنسی، نوشیدن الکل و مواد مخدر، احساس عصبانیت، تنهایی و سردرگمی کند.

والدین ممکن است از اینکه نوجوانشان دیگر به اقتدار والدین واکنش نشان نمی‌دهد، ناامید و عصبانی باشند. روش‌های انضباطی که در سال‌های اولیه به خوبی کار می‌کردند، ممکن است دیگر تأثیری نداشته باشند. و والدین ممکن است در مورد انتخاب‌هایی که نوجوانشان انجام می‌دهد، احساس ترس و درماندگی کنند.در نتیجه، سال‌های نوجوانی برای ایجاد اختلاف در خانواده مناسب است.

برای مشاوره با روانشناس نوجوان در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

زمینه‌های معمول درگیری والدین و نوجوان

  • اختلاف نظر بر سر ممنوعیت رفت و آمد نوجوان
  • انتخاب دوستان نوجوان
  • گذراندن وقت با خانواده در مقابل همسالان
  • عملکرد مدرسه و کار
  • ماشین‌ها و امتیازات رانندگی
  • دوستیابی و تمایلات جنسی
  • لباس، مدل مو و آرایش
  • رفتارهای خود تخریبی مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و مصرف مواد مخدر

مقابله با مسائل دوران نوجوانی می‌تواند برای همه افراد درگیر، طاقت‌فرسا باشد. اما خانواده‌ها عموماً در کمک به فرزندانشان برای دستیابی به اهداف رشدی دوران نوجوانی - کاهش وابستگی به والدین، در عین حال مسئولیت‌پذیری و استقلال روزافزون - موفق هستند.

با این حال، تعدادی علائم هشدار دهنده وجود دارد که نشان می‌دهد اوضاع خوب پیش نمی‌رود و خانواده ممکن است بخواهد از دیگران کمک بگیرد. این علائم شامل رفتار پرخاشگرانه یا خشونت توسط نوجوان، سوء مصرف مواد مخدر یا الکل، بی‌بندوباری جنسی، فرار از مدرسه، برخورد با قانون یا رفتار فرار از خانه است. به همین ترتیب، اگر والدینی در تلاش برای حفظ نظم و انضباط به کتک زدن یا سایر رفتارهای خشونت‌آمیز متوسل شوند، این یک علامت خطر قوی است.

تسهیل تعمیر

ترمیم یک تجربه تعاملی است که معمولاً با فرآیند تمرکز والدین آغاز می‌شود. اگر والدین هنوز نسبت به فرزند خود عصبانی یا رنجیده باشند، ترمیم عاطفی واقعی عملاً غیرممکن است. به علاوه، کودک به طور شهودی متوجه می‌شود که والدین از نظر عاطفی کاملاً در دسترس نیستند و احتمالاً با احتیاط پاسخ خواهد داد.

  • مرحله اول: از احساسات خود آگاه باشید

اگر با احساسات خود راحت نیستید، به سختی می‌توانید به فرزندانتان اجازه دهید تا طیف کاملی از احساسات خود را ابراز کنند. سوالاتی که باید در نظر بگیرید: آیا احساساتی وجود دارد که در ابراز آنها راحت نیستید یا بیش از حد آنها را ابراز می‌کنید (خشم، غم، گناه، اضطراب)؟ آیا در ابراز خشم خود انفجاری هستید؟ اگر چنین است، منبع این رفتار چیست؟ آیا در موقعیت‌هایی که به نظر می‌رسد خارج از کنترل شما هستند، بیش از حد واکنش نشان می‌دهید؟

خشمی که ممکن است به خاطر رفتار خارج از کنترل خود نسبت به خودتان احساس کنید، ممکن است شما را از تلاش برای ترمیم باز دارد و مانع از دیدن نیاز فرزندتان به ارتباط مجدد شود. این نمونه‌ای از چگونگی مسدود شدن روند ترمیم توسط داستان زندگی شماست. توانایی تمرکز بر تجربه خود و فرزندتان، ویژگی اصلی ترمیم مؤثر است.

  • مرحله دوم: شروع ترمیم با فرزندتان

این وظیفه والدین است که شروع به ترمیم کنند. با این حال، زمان‌بندی می‌تواند بسیار مهم باشد. سبک فرزندتان را برای پردازش و برقراری مجدد ارتباط بیاموزید و به آن احترام بگذارید. با پرداختن به این قطع ارتباط به روشی خنثی شروع کنید. به عنوان مثال، "این برای هر دوی ما بسیار سخت بوده است که اینگونه دعوا کنیم. من واقعاً می‌خواهم که دوباره نسبت به یکدیگر احساس خوبی داشته باشیم. بیایید در مورد آن صحبت کنیم." اگر چند تلاش اول شما با نگرشی بی‌اعتنا روبرو شد، تسلیم نشوید.

برای شروع فرآیند ترمیم، باید در برابر میل به سرزنش مقاومت کنید. به عنوان والدین، شما مسئولیت دارید که رفتار خود را بپذیرید و مسائل عاطفی درونی خود را بشناسید.

سعی نکنید لحظات احساسی را با فرزندتان پنهان یا رد کنید. با انجام این کار، به فرزندتان یاد می‌دهید که احساسات خود را پنهان یا کم‌اهمیت جلوه دهد. با رهبری کردن، به فرزندانتان اجازه می‌دهید خودشان را ابراز کنند. با ابراز مناسب احساسات خود، این پیام را نیز منتقل می‌کنید که احساسات قوی را می‌توان ابراز و مدیریت کرد.

  • مرحله سوم: با دقت به افکار و احساسات فرزندتان گوش دهید

آنها را تشویق کنید تا بیان کنند که تجربه درگیری چه احساسی برای آنها داشته است. به آنها اجازه دهید طیف کاملی از احساسات خود را ابراز کنند و حتی این کار را تا زمانی که با احترام انجام شود و موقعیت ناامنی ایجاد نکند، با قدرت انجام دهند. ابراز احساسات آنها را قضاوت نکنید یا با آنها مقابله نکنید. از خود دفاع نکنید. قبل از اینکه تجربه خود از تعامل را به اشتراک بگذارید، به فرزندتان اجازه دهید تا به طور کامل خودش را ابراز کند. از تعامل به عنوان یک فرصت آموزشی برای کمک به تعیین مرزهایی در مورد نحوه ابراز احساسات استفاده کنید. با انعکاس آنچه در مورد تجربه او از وقایع می‌شنوید، از نظر احساسی با فرزندتان همراه شوید. نحوه ارتباط ما با فرزندانمان به شکل گیری روش‌هایی که آنها یاد می‌گیرند احساسات و تکانه‌های خود را تنظیم کنند، کمک می‌کند.

هر رابطه‌ی نزدیکی، به خصوص وقتی بین والدین و فرزند باشد، دچار اختلاف و درگیری خواهد شد. به عنوان والدین، شما مسئولیت بزرگی بر عهده دارید تا به فرزندتان کمک کنید تا تفاوت بین خوب و بد، درست و غلط و معنای احترام به دیگران را درک کند.

در تلاش شما برای القای این ارزش‌ها، ناگزیر مواقعی پیش خواهد آمد که فرزندتان مقاومت می‌کند یا شما اشتباه می‌کنید.

در اینجا سه نوع رایج از تعارض و برخی از راه‌حل‌های مفید برای آنها آورده شده است:

  1. تعارض اجتناب‌ناپذیر: این نوع تعارض، نوعی تعارض دوره‌ای است که ما در تمام روابط نزدیک خود تجربه می‌کنیم. این نوع تعارض اجتناب‌ناپذیر است زیرا ما نمی‌توانیم همیشه نسبت به نزدیک‌ترین افرادمان توجه، هوشیاری و حساسیت داشته باشیم. مواقعی وجود خواهد داشت که ما مشغول هستیم، نشانه‌های کلامی یا غیرکلامی را از دست می‌دهیم، بی‌صبری نشان می‌دهیم، بیش از حد واکنش نشان می‌دهیم و غیره. وقتی کودکان در این نوع موقعیت‌ها احساس جدایی می‌کنند، نیاز بیشتری به درک شدن دارند.
  2. تضاد مرزی: این زمانی اتفاق می‌افتد که والدین سعی می‌کنند محدودیت‌هایی را برای فرزندان خود تعیین کنند. محدودیت‌ها بخش مهمی از ایجاد ساختار برای کودکان هستند. اما تعیین محدودیت‌ها می‌تواند باعث ایجاد تنش بین والدین و فرزند شود و در نتیجه باعث قطع ارتباط عاطفی در رابطه شود. کلید حفظ ارتباط در طول این تعاملات تعیین محدودیت، همسو شدن با وضعیت عاطفی اولیه فرزندتان است. می‌توانید با فرزندتان همدلی کنید و جوهره خواسته‌اش را بدون برآورده کردن واقعی خواسته‌اش به او منعکس کنید. به عنوان مثال: «می‌دانم که دوست داری بیرون بروی و بازی کنی، اما مهم است که قبل از شام تکالیفت را تمام کنی. سپس می‌توانی مدتی بیرون بازی کنی.» این خیلی بهتر از این است که فقط بگویی: «نه، نمی‌توانی بیرون بروی.» با اجازه دادن به فرزندتان برای داشتن پریشانی‌اش بدون تلاش برای تنبیه یا دلجویی از او، می‌توانید فرصتی برای یادگیری نحوه تحمل ناراحتی عاطفی خود فراهم کنید. لازم نیست با تسلیم شدن یا تلاش برای خلاص شدن از احساسات ناراحت‌کننده، اوضاع را حل کنید. اینکه به فرزندتان اجازه دهید احساساتش را بروز دهد و به او بفهمانید که درک می‌کنید نرسیدن به خواسته‌اش سخت است، مهربانانه‌ترین و مفیدترین کاری است که می‌توانید در حال حاضر برای فرزندتان انجام دهید. این به فرزندتان کمک می‌کند تا یاد بگیرد احساسات خود را تنظیم کند.
  3. درگیری شدید: این نوع درگیری شامل پریشانی عاطفی شدید و قطع ارتباط قابل توجه بین والدین و فرزند است. این اتفاق زمانی می‌افتد که والدین کنترل احساسات خود را از دست می‌دهند و درگیر فریاد زدن، فحاشی یا رفتارهای تهدیدآمیز نسبت به کودک می‌شوند. اینها ناراحت‌کننده‌ترین نوع قطع ارتباط برای کودکان هستند زیرا اغلب با احساس شرم همراه هستند. این نوع درگیری‌ها اغلب به این دلیل رخ می‌دهند که والدین مسائل حل نشده‌ای از پیشینه خود دارند. اغلب احساس شرم شدیدی در والدین و همچنین کودک وجود دارد. والدین احساس عمیقی از بی‌کفایتی دارند که ممکن است ناشی از احساس درماندگی یا بی‌کفایتی باشد. کودک از انتقاد، تحقیر یا تمسخر احساس شرم می‌کند. به عنوان مثال: شما در یک فروشگاه مواد غذایی هستید و به شدت از رفتار فرزندتان انتقاد می‌کنید زیرا در مقابل دیگران احساس تحقیر می‌کنید. به جای تلاش برای درک معنای رفتار فرزندتان، ناخودآگاه به شرمی که در ملاء عام از عدم توانایی کنترل فرزندتان احساس می‌کنید، پاسخ می‌دهید.

سال‌های نوجوانی برخی از دشوارترین چالش‌ها را برای خانواده‌ها ایجاد می‌کند. نوجوانان، که با تغییرات هورمونی و دنیایی پیچیده دست و پنجه نرم می‌کنند، ممکن است احساس کنند که هیچ‌کس، به‌خصوص والدین، نمی‌تواند احساسات آنها را درک کند. در نتیجه، نوجوان ممکن است در مواجهه با مسائل پیچیده‌ای در مورد هویت، همسالان، رفتار جنسی، نوشیدن الکل و مواد مخدر، احساس عصبانیت، تنهایی و سردرگمی کند.

والدین ممکن است از اینکه نوجوانشان دیگر به اقتدار والدین واکنش نشان نمی‌دهد، ناامید و عصبانی باشند. روش‌های انضباطی که در سال‌های اولیه به خوبی کار می‌کردند، ممکن است دیگر تأثیری نداشته باشند. و والدین ممکن است در مورد انتخاب‌هایی که نوجوانشان انجام می‌دهد، احساس ترس و درماندگی کنند.در نتیجه، سال‌های نوجوانی برای ایجاد اختلاف در خانواده مناسب است.

برای مشاوره با روانشناس نوجوان در تهران با گروه ویان تماس بگیرید

زمینه‌های معمول درگیری والدین و نوجوان

  • اختلاف نظر بر سر ممنوعیت رفت و آمد نوجوان
  • انتخاب دوستان نوجوان
  • گذراندن وقت با خانواده در مقابل همسالان
  • عملکرد مدرسه و کار
  • ماشین‌ها و امتیازات رانندگی
  • دوستیابی و تمایلات جنسی
  • لباس، مدل مو و آرایش
  • رفتارهای خود تخریبی مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل و مصرف مواد مخدر

مقابله با مسائل دوران نوجوانی می‌تواند برای همه افراد درگیر، طاقت‌فرسا باشد. اما خانواده‌ها عموماً در کمک به فرزندانشان برای دستیابی به اهداف رشدی دوران نوجوانی - کاهش وابستگی به والدین، در عین حال مسئولیت‌پذیری و استقلال روزافزون - موفق هستند.

با این حال، تعدادی علائم هشدار دهنده وجود دارد که نشان می‌دهد اوضاع خوب پیش نمی‌رود و خانواده ممکن است بخواهد از دیگران کمک بگیرد. این علائم شامل رفتار پرخاشگرانه یا خشونت توسط نوجوان، سوء مصرف مواد مخدر یا الکل، بی‌بندوباری جنسی، فرار از مدرسه، برخورد با قانون یا رفتار فرار از خانه است. به همین ترتیب، اگر والدینی در تلاش برای حفظ نظم و انضباط به کتک زدن یا سایر رفتارهای خشونت‌آمیز متوسل شوند، این یک علامت خطر قوی است.

تسهیل تعمیر

ترمیم یک تجربه تعاملی است که معمولاً با فرآیند تمرکز والدین آغاز می‌شود. اگر والدین هنوز نسبت به فرزند خود عصبانی یا رنجیده باشند، ترمیم عاطفی واقعی عملاً غیرممکن است. به علاوه، کودک به طور شهودی متوجه می‌شود که والدین از نظر عاطفی کاملاً در دسترس نیستند و احتمالاً با احتیاط پاسخ خواهد داد.

  • مرحله اول: از احساسات خود آگاه باشید

اگر با احساسات خود راحت نیستید، به سختی می‌توانید به فرزندانتان اجازه دهید تا طیف کاملی از احساسات خود را ابراز کنند. سوالاتی که باید در نظر بگیرید: آیا احساساتی وجود دارد که در ابراز آنها راحت نیستید یا بیش از حد آنها را ابراز می‌کنید (خشم، غم، گناه، اضطراب)؟ آیا در ابراز خشم خود انفجاری هستید؟ اگر چنین است، منبع این رفتار چیست؟ آیا در موقعیت‌هایی که به نظر می‌رسد خارج از کنترل شما هستند، بیش از حد واکنش نشان می‌دهید؟

خشمی که ممکن است به خاطر رفتار خارج از کنترل خود نسبت به خودتان احساس کنید، ممکن است شما را از تلاش برای ترمیم باز دارد و مانع از دیدن نیاز فرزندتان به ارتباط مجدد شود. این نمونه‌ای از چگونگی مسدود شدن روند ترمیم توسط داستان زندگی شماست. توانایی تمرکز بر تجربه خود و فرزندتان، ویژگی اصلی ترمیم مؤثر است.

  • مرحله دوم: شروع ترمیم با فرزندتان

این وظیفه والدین است که شروع به ترمیم کنند. با این حال، زمان‌بندی می‌تواند بسیار مهم باشد. سبک فرزندتان را برای پردازش و برقراری مجدد ارتباط بیاموزید و به آن احترام بگذارید. با پرداختن به این قطع ارتباط به روشی خنثی شروع کنید. به عنوان مثال، "این برای هر دوی ما بسیار سخت بوده است که اینگونه دعوا کنیم. من واقعاً می‌خواهم که دوباره نسبت به یکدیگر احساس خوبی داشته باشیم. بیایید در مورد آن صحبت کنیم." اگر چند تلاش اول شما با نگرشی بی‌اعتنا روبرو شد، تسلیم نشوید.

برای شروع فرآیند ترمیم، باید در برابر میل به سرزنش مقاومت کنید. به عنوان والدین، شما مسئولیت دارید که رفتار خود را بپذیرید و مسائل عاطفی درونی خود را بشناسید.

سعی نکنید لحظات احساسی را با فرزندتان پنهان یا رد کنید. با انجام این کار، به فرزندتان یاد می‌دهید که احساسات خود را پنهان یا کم‌اهمیت جلوه دهد. با رهبری کردن، به فرزندانتان اجازه می‌دهید خودشان را ابراز کنند. با ابراز مناسب احساسات خود، این پیام را نیز منتقل می‌کنید که احساسات قوی را می‌توان ابراز و مدیریت کرد.

  • مرحله سوم: با دقت به افکار و احساسات فرزندتان گوش دهید

آنها را تشویق کنید تا بیان کنند که تجربه درگیری چه احساسی برای آنها داشته است. به آنها اجازه دهید طیف کاملی از احساسات خود را ابراز کنند و حتی این کار را تا زمانی که با احترام انجام شود و موقعیت ناامنی ایجاد نکند، با قدرت انجام دهند. ابراز احساسات آنها را قضاوت نکنید یا با آنها مقابله نکنید. از خود دفاع نکنید. قبل از اینکه تجربه خود از تعامل را به اشتراک بگذارید، به فرزندتان اجازه دهید تا به طور کامل خودش را ابراز کند. از تعامل به عنوان یک فرصت آموزشی برای کمک به تعیین مرزهایی در مورد نحوه ابراز احساسات استفاده کنید. با انعکاس آنچه در مورد تجربه او از وقایع می‌شنوید، از نظر احساسی با فرزندتان همراه شوید. نحوه ارتباط ما با فرزندانمان به شکل گیری روش‌هایی که آنها یاد می‌گیرند احساسات و تکانه‌های خود را تنظیم کنند، کمک می‌کند.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 56

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 562
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه